سديد الدين محمد عوفى

482

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

چوب بزنند « 1 » . پسر گفت : راست گفت استاد من كه خاموشى سبب رهايى است ، اگر « 2 » خاموش بودمى از ضرر چوب ايمن بودمى ، تصديق قول پيغمبر عليه السلام « 3 » كه فرموده است من صمت « 4 » نجا . حكايت ( 10 ) [ علت قتل فضل سهل اين بود كه پيوسته مىگفت من خلافت را از بنى عباس به علويان منتقل كردم زيرا كه حضرت رضا ( ع ) به توصيهء من از دست مأمون وليعهدى يافت . ] در تاريخ خلفاى بنى العباس آورده‌اند كه چون طاهر ذو اليمينين بغداد را مستخلص كرد و امير المؤمنين محمد امين را به عالم آخرت فرستاد « 5 » و خلق با « 6 » مأمون بيعت كردند ، فضل سهل « 7 » را كه وزير امير المؤمنين « 8 » بود در آن كار اثرهاى بسيار بود « 9 » و اتمام آن مهم به مدد و كفايت و شهامت « 10 » و « 11 » رأى و روايت او بود ، و به حسن تدبير و لطف اشارت و احابت رأى وقّاد « 12 » و نفاد « 13 » عزم جهانگشاى « 14 » خصم را قهر كرد و مخدوم خود « 15 » را بر سرير ملك نشاند . و اگرچه فضل سهل از كفات عالم و دانايان جهان « 16 » بود لكن اين يك « 17 » دقيقه بر رأى « 18 » او « 19 » پوشيده ماند كه مردم را آنچه در دل باشد به « 20 » زبان نبايد آورد كه بسيار باشد كه زبان سرخ سر سبز را به دست كبود تيغ « 21 » دهد ، و روى سفيد « 22 » گوينده را از دود مذلّت سياه گرداند « 23 » . پس « 24 » پيوسته بر لفظ راندى و بر سبيل مباهات گفتى كه آنچه من كردم هيچ « 25 » كس را ميسر نشد چه خلافت از امير المؤمنين محمد « 26 » امين

--> ( 1 ) مج : به چوب بزدند ( 2 ) مج + من ( 3 ) مج : صلى اللّه عليه و سلم ( 4 ) مج + فقد ( 5 ) مپ 2 - و امير . . . فرستاد ( 6 ) مپ 2 - با ( 7 ) مپ 2 - را ( 8 ) مج : مأمون ( 9 ) مپ 2 : نمود ( 10 ) مپ 2 - و شهامت ( 11 ) متن و مپ 2 - و ( 12 ) مپ 2 - و لطف اشارت و اجابت رأى وقاد ( 13 ) متن - و نفاذ ( 14 ) متن - جهانگشاى ، مپ 2 - و نفاذ عزم جهانگشاى ، مج : و خصمان را قهر كرد ( 15 ) مپ 2 - خود ( 16 ) مپ 2 - جهان ( 17 ) مج - يك ( 18 ) مپ 2 - راى ( 19 ) مپ 2 : وى ( 20 ) مپ 2 : بر ( 21 ) مج : تيغ كبودى ( 22 ) مج - سفيد ( 23 ) مپ 2 - و روى سفيد . . . گرداند ( 24 ) مج + فضل ( 25 ) مپ 2 و مج - هيچ ( 26 ) مج - امير المؤمنين محمد